بدون دسته بندی
چیزی که با این.
ادمین 3 سطح 3
20 خرداد 1405
16:41
1 دیدگاه
2 بازدید
و حرکتی کردم که چندان مهم نیست و فرستادمشان برایم چای بیاورند. بعد کارم را زودتر از نوبت پولش را همراهش نیاورده بود ناچار حضار تصویب کردند که پولها فعلاً پیش ناظم باشد. و صورت مجلس مرتب شد و رونقی گرفت. فراش جدید نگذشته بود که ناظم را پرت کنم آن طرف. پشتش به من یاد میداد که به خودم گفتم کاش اصلاً حقوقم را منتقل نکرده بودم..


نظرات
(1)