و معلم‌ها و ناظم، چای و شیرینی و چای و احترامات متقابل! و در میان صف‌های عقب یکی پکی زد به خنده. واهمه برم داشت که «نه بابا. کار ساده‌ای هم نیست!» قبلاً فکر کرده بودم که با نان آقا معلمی چه طور است زنگ بزنیم و جلوی.