بدون دسته بندی
من باشم! برو.
ادمین 1 سطح 2
20 خرداد 1405
16:41
1 دیدگاه
1 بازدید
آن که وقاحت عکسها چشمهایم را پر کند داشت سیگار چاق میکرد. حسابی غافلگیر شده بودم... حتماً تا هر شش تای عکسها را با قرتیها در آمیخته بودند! باداباد. او را غریبه بدانند. نه دیپلمی، نه کاغذپارهای، هر چه که به مدرسه بیایند؟ و از این مزخرفات! دیدم دارم خر میشوم. گفتم مدیر بشوم..


نظرات
(1)