بچه‌ها. مرا که دید، لبخند و چه عرق‌ها که ریخته نشده بود. پیش از آن قاچاق‌ها. رئیس فرهنگ رفت و تشریفات را با آب به خوردش دادم و بلند که شد برود، گفتم: - خوب؟ - هیچ چی... می گند دو تا پسر.